X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

امشب بغض امان نفس کشیدن نمی دهد 

نمیدانم به کدام غمم رو کنم؟ 

 

به سیاهی شبی که مرا به یتیمی پیوند زد؟ 

به طلسمی که عشق را بر زندگیم حرام کرد؟ 

و یا به غربت این روزهای سنگین تاریخ.... 

 

دلم میخواهد خون گریه کند 

اما.... این بغض امان نمی دهد....

نوشته شده در جمعه 3 آذر‌ماه سال 1391ساعت 08:09 ب.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak