X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

دیگه نمیتونه بگه اشتباه میکنم

نمیتونه بگه بدبینم

نمیتونه من رو به هزار مشکل متهم کنه


بعضى از حقایق نیازى به اثبات ندارن

حضورشون با بند بند وجود ادم احساس میشه

و من احساسش میکنم!


تمام روز کار کردم

تمام روز به شدت کار کردم .... حتى تا همین چند دقیقه قبل

تا وقتى توى سکوت شب قرار میگیرم خستگى چشم هامو ببنده و فرصت فکر نداشته باشم

تلت یادم نیاز یک دوست چقدر میتونه بى انصاف باشه

و چطور توى این روزهاى وحشتناک نه تنها تکیه گتهى نباشه بلکه بیشتر باعث غرق شدنم بشه

ماهها قبل بهش گفتم که خودخواهه

اما هم اون یادش رفت هم من 

امروز و این پریشونى نتیجه یک فراموشى ساده است


پ.ن: امروز ثبت نامم انجام شد.... همیشه موفقیت هام برام با یه غم همراه شدن.... نمیدونم چرا.... اما ممنونم خدا.... ایمان دارم که این بهترین انتخاب ممکن بوده.... به خاطرش ممنونم با همه وجودم....


پ.ن ٢: برگشتم به اون کلبه قدیمى با همون حصار محکم و بى نفوذش..... این امن ترین راهه براى دور بودن از نامرد ها


پ.ن٣: نفهمیدم چرا یهو احساسش کردم.... حتما الان پدر شده.... خدایا خودش خانواده اش و این پسر کوچولو رو در پناه خودت حفظ کن


پ.ن٤: دلم براى عشق کوچولوم تنگ شده..... على دوست داشتنى من.... عزیز ٢ ساله ام.... شاید تو تنها کسى هستى که بى غرض و بى منت منو صدا میکنى و حاضرى فقط با شنیدن اسمم هر کارى رو انجام بدى.... دلتنگ در اغوش گرفتنتم عزیز دلم

نوشته شده در یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392ساعت 12:27 ق.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak