X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

وقتى به اوج نا امیدى رسیدم

دوباره معجزه اى رو کردى

دوباره چهار ستون قلبم را لرزاندى و

حکمتت را به رخ این دختر عجول کشیدى


وقتى زمین و زمانت را به باد انتقاد گرفتم و

جز حرف هاى صد من یه غاز چیز تازه اى نداشتم

تو با لبخند همیشگیت دوباره اغوش باز کردى و

تمام سرکشى هایم را به اغوش کشیدى و

در ارامش غرقم کردى


دوباره لبخندت را معجزه زندگیم قرار دادى و

حضورت را بى واسطه اثبات کردى


هدیه ات را دوست دارم

تو هم مرا دوست داشته باش

خداى من


نوشته شده در دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392ساعت 10:04 ب.ظ توسط دخترک نظرات (1)|


 Design By : Pichak