X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

امنیت را به من برگرداندى

و ارامش را

خنده از ته دل

و دلى سرشار از شوق را


مرهم درد یک عمر زندگى شدى

و تکیه گاه محکم این دل تنگ


بیش از این چه بگویم

که امروز و این روزها 'تو' اثبات مردانگى یک دنیااااا شده اى

چه بگویم وقتى چشم بسته داشته و نداشته هایم را به تو بخشیدم و

براى اخرین بار اعتماد کردم


گرماى حضور تو معجزه ى زنده شدن قلبم را همراه داشت

و من هنوز ناباورانه به خودم مى نگرم

یعنى محال ممکن شد؟

نوشته شده در سه‌شنبه 5 آذر‌ماه سال 1392ساعت 11:34 ب.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak