X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

صفحات تقویم را ورق میزنم 

خط حضور تو را دنبال میکنم 

از اولین ثانیه ای که پا به دنیایم گذاشتی 

تا همین لحظه ای که تمام روح مرا تسخیر کردی 

 

از آن اولین نگاهت که نفهمیدم چگونه انزوای قلبم را شکست 

تا همین حمایت بی حد و مرزت که مرا با اشتیاق به سمت "ما" شدنمان می کشاند 

 

خاطره ها را مرور میکنم 

گم شدن میان خیابان های آشنا 

سلامی سرشار از دلهره ی قلب هامان 

خنده ها و شوخی هایی ساده در میان التهاب قلب هایی که نمیدانستند چرا مثل همیشه! نیستند.... 

آن فالوده ی بی نظیر و تکرار خاطرات کودکی 

و رفتنی که آغاز تا همیشه ماندن بود.... 

 

تقویم را ورق میزنم تا لحظه های با تو بودن را مرور کنم 

و تو را میبینم که هر لحظه ی زندگیم را به نام خود کردی 

خواب هایم را.... بیداری هایم را.... خنده هایم.... دلتنگی ها.... خستگی ها .... و تمام عاشقانه هایم را.... 

و تو اینگونه مرا از مرز های سرد و سیاه نا امیدی بیرون کشیدی 

 

نوشته هایم را ورق میزنم 

غم میانشان اشک را دوباره به چشمانم می کشاند و  

سر بلند می کنم به آسمان 

سکوت میکنم 

و میدانم که خدا بهتر از من میداند بر دلم چه می گذرد 

لبخند من گویای همه ی نگفته هاست.... 

 

میدانی عزیزترین 

باورم نمیشد که تو روزی در این دنیای واقعی کنارم قرار بگیری 

و به انتظار این سالها  پایان دهی 

باور نمیکردم روزی قید همه را بزنی تا فقط مرا داشته باشی 

باور نمیکردم پایان آن همه عذاب به شیرینی با تو بودن ختم می شود 

 

حالا سرم را مقابل همه بلند میکنم 

و فریاد میزنم که 

این هم پاداش آن همه سختی و درد.... 

 

مهربان ترینم 

امروز و تمام این روزهامان مبارک

نوشته شده در یکشنبه 10 آذر‌ماه سال 1392ساعت 07:09 ب.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak