X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

دلم هوای نوشتن داره و سرم هنوز گیجه از تغییراتی که برام اتفاق افتاده



کی باورم میشه؟

یا عادت می کنم؟

کی به حالت ثبات می رسم؟


دلم تنگ شده واسه لحظه هایی که همه ی غوغای درونم رو با واژه ها بیرون میریختم و آروم میگرفتم


این سکوت سخت قلبم دیگه داره نفس گیر میشه


دلم میخواد به زورم که شده بشکنمش....

نوشته شده در سه‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1393ساعت 11:03 ب.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak