X
تبلیغات
رایتل

بغض های نشکسته

دفتر خاطراتمو....هر شب ورق می زنم....اسمتو تو هر صفحه اشه...میخونمو میشکنم

برق اشک که در نگاهت نشست 

بی مهابا دلم پر کشید 

و نمیدانم چرا دوباره....دوباره.... مست احساس شدم 

 

برق اشک که در نگاهت نشست 

مرا به سرزمین گذشته هایم کشاندی 

و من نوای آشنای قلبم را میشنیدم 

 

و چشمانت 

چه ساده اسیرم کرد....

نوشته شده در پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1391ساعت 11:47 ب.ظ توسط دخترک نظرات (0)|


 Design By : Pichak